loading...

سایت درسی

بزرگترین سایت آموزشی درسی برای کنکوری ها در ایران ,جزوات کنکوری,جزوه های درسی کتاب های درسی و ...

   
اطلاعیه کپی رایت


در صورتی که شما مالک یکی از جزوات , نرم افزار ها و کتاب های منتشر شده در این سایت هستید و از این بابت راضی  نمیباشید با ذکر دلیل و مدارک کافی از طریق بخش تماس با ما با ما در ارتباط باشید تا لینک دانلود آن در سریع ترین زمان ممکن حذف شود



جملات شرطی زبان انگلیسی

 

آموزش جملات شرطی در زبان انگلیسی

جملات شرطی در زبان انگلیسی (انگلیسی: English conditional sentences) جملات شرطی شامل دو قسمت می‌باشند: یکی عبارت شرطی و دیگری عبارت اصلی. عبارتی که حاوی if باشد را عبارت شرطی و عبارت دیگر را عبارت اصلی می‌نامیم. رویدادی که در عبارت اصلی توصیف می‌شود بستگی به شرطی دارد که در عبارت شرطی بیان می‌شود. همان طور که از اسمشان هم مشخص است این جملات درباره رویدادهایی صحبت می‌کنند که در صورت فراهم بودن شرایط حتما اتفاق می‌افتند برای مثال کارهایی که در طول زندگی مان برای ما به یک عادت تبدیل شده‌اند مثلا اگر ” اگه بارون بیاد من چترم رو می‌برم” هرچند هنوز باران نباریده اما اینکه درصورت باران باریدن من چترم را بردارم یک اتفاقی است که حتما روی می‌دهد. پس رویدادهای طبیعی را هم می‌توانیم جز این دسته قرار بدهیم مثلا” اگه سیب رو رها کنم به زمین برخورد می کنه”. برای ساختن این جملات درهر دو بند از شکل ساده فعل استفاده می‌کنیم.

 

ساختار جملات شرطی

از لحاظ ترتیب می توان دو بند جملات شرطی را به دو شکل متفاوت استفاده کرد. اولین شکل این است که ابتدا بند شرطی که همیشه حاوی کلمه if (به معنای اگر) می باشد را ابتدا استفاده کنیم و سپس بند نتیجه را بکار ببریم. در این صورت باید از یک کاما (،) بین این دو بند استفاده کنیم. ساختار این حالت به شکل زیر است:

If clause (بند شرطی), + Main clause (بند نتیجه)

شکل دوم این است که ما جای این دو را با هم عوض کنیم. در این حالت دیگر لازم نیست از کاما (،) بین این دو بند استفاده کنیم که ساختار آن به شکل زیر است:

Main clause (بند نتیجه) + If clause (بند شرطی)

 

 

کاربرد جملات شرطی نوع اول

 

از جملات شرطی نوع اول موقعی استفاده می کنیم که بخواهیم در مورد چیزی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد صحبت کنیم. به چند مثال توجه کنید:

If it rains, I will stay at home.

اگر باران ببارد در خانه خواهم ماند.

جمله بالا احتمالی (باران باریدن) را بیان می کند که امکان دارد اتفاق بیفتد .در ضمن چون بند شرطی را ابتدا بکار برده ایم از کاما بین دو بند استفاده کردیم.

I will invite Reza to my birthday party if I find his phone number.

اگر شماره تلفن رضا را پیدا کنم او را به جشن تولدم دعوت می کنم.

در این جمله نیز یک احتمال بیان می‌شود (احتمال پیدا کرد شماره تلفن رضا) که امکان دارد اتفاق بیفتد. در این مثال چون ابتدا از بند نتیجه استفاده کردیم دیگر از کاما استفاده نکردیم.

If Mehran does not come here, we will not go to the movies.

اگر مهران به اینجا نیاید ما به سینما نخواهیم رفت.

همانطور که مشاهده می کنید در هر سه مثال بالا از  if در بند شرطی و از  will در بند نتیجه استفاده کردیم.

چند نکته

 

فعلی که در بند شرطی بکار می رود باید همیشه در زمان حال باشد؛ یعنی d یا ed نباید به انتهای آن اضافه شود.

در بند نتیجه چون از فعل کمکی استفاده می شود (مانند will در مثال های بالا) فعلی که پس از آن بکار می رود باید به شکل ساده باشد؛ یعنی مثلا اگر می خواهیم فعل talk را بکار ببریم نباید talks, talking و یا talked باشد بلکه باید شکل ساده آن یعنی talk بکار برده شود.

در زبان عامیانه هنگامی که از will و will not در بند نتیجه استفاده می شود مخفف آنها بکار می رود که به شکل زیر هستند:

will => ‘ll

will not => wont

کاربرد آنها در دو مورد از مثال های بالا:

If it rains, I‘ll stay at home.

If Mehran does not come here, we wont go to the movies.

 

 

 

علی جمعه 28 مهر 1396 زمان : 13:26 نظرات ()

جواب همه فعالیت های زیست دهم

دانلود جواب همه فعالیت های کتاب زیست شناسی پایه دهم

همراه با پاسح

 

کتاب زیست شناسی ١ اولین کتاب زیست شناسی از دوره دوم متوسطه است که برای پایه دهم و رشته تجربی تألیف و چاپ شده است. این کتاب ادامه اجرای برنامه ١٢ ساله حوزه تربیتی و یادگیری علوم تجربی است که از دورهٔ ابتدایی آغاز و در سه سال اوّل متوسطه در قالب کتاب های علوم تجربی ادامه یافته و به دوره دوم متوسطه رسیده است. در این دوره، علوم تجربی به صورت ٤ کتاب مجزا تعریف شده است. درس زیست شناسی برای رشتهٔ علوم تجربی در سه پایه دهم،یازدهم و دوازدهم ارائه خواهد شد. برنامه زیست شناسی براساس راهنمای برنامه حوزه تربیت و یادگیری علوم تجربی و منطبق با برنامهٔ درسی ملّی تدوین شده است.اهداف این برنامه مطابق با برنامهٔ درسی ملّی در چهار عرصهٔ ارتباط با خدا، شناخت خود، خلق و خلقت تعریف شده و در جهت تقویت پنج عنصر تفکر و تعقل، ایمان، علم، عمل و اخلاق پیش خواهد رفت.

 

جواب همه ی فعالیت های زیست شناسی سال دهم را میتوانید از لینک زیر دانلود و مشاهده کنید

فعالیت های زیست دهم,فعالیت های زیست دهم تجربی

---------------------------------------------------------------

دانلود رایگان

---------------------------------------------------------------

 

رمز فایل : www.g36.ir

 

علی سه شنبه 11 مهر 1396 زمان : 20:10 نظرات ()

دانلود رایگان

 

 

 

 

 

 

 

ترکیب اتمی یک ماده خالص با فرمول شیمیایی مشخص می‌شود. دریک فرمول، نمادهای شیمیایی برای نشان دادن انواع اتمهای موجود درآن ماده و زیروندها برای مشخص کردن تعداد نسبی هرتوع از اتمها به کار می‌رود. به این ترتیب اگر نمادی زیروند نداشته باشد، به این معنی است که تعداد آن یک است.

 

بعضی از عناصر و مواد به شکلهایی وجود دارند که نه مولکولی و نه یونی است. در الماس، تعدادزیادی اتمهای کربن در یک الگوی بلوری سه بعدی با شبکه‌ای از پیوندهای مشابه با پیوندهایی که در مولکولها یافت می‌شوند، به هم متصل شده‌اند. درواقع، کل بلور الماس را می‌توان به صورت مولکول غول پیکر درنظر گرفت. بعضی از مواد مرکب مثلاً سیلیسیم دی‌اکسید SiO2، شکلهایی مشابه با الماس دارند. فلزات، ساختارهایی دارند که در آنها تعداد زیادی اتم با پیوندهایی به نام پیوندهای فلزی به هم متصل شده‌اند. این‌گونه شکلهای دیگر مواد دارای ساختارهای پیچیده‌تری هستند. در فرمول آنها، زیروند اتمها، ساده‌ترین عدد صحیحی است که نسبت درست اتمهای موجود در ماده مورد نظر را به دست می‌دهد.

علی یکشنبه 02 مهر 1396 زمان : 13:54 نظرات ()

 

در این مطلب از سایت پنج انشا در مورد نوجوانی که در صفحه 81 کتاب مهارت های نوشتاری نهم خاسته شده را آماده کرده ایم

امیدواریم از این انشا ها لذت ببرید

نام انشا نوجوانی

نام انشا به انگلیسی: composition about Teenager

کتاب: مهارت های نوشتاری نهم

صفحه: 81

انشا شماره 1 درباره نوجوانی: انشا نوجوانی

کسی که پا به دوره ی نوجوانی می گذارد احساس می کند که بزرگ شده است و باید کار های بزرگی را هم انجام دهد.

او با نگاهی دیگر به جهان اطراف خود نگاه می کند و همیشه احساس می کند که با دیگران متفاوت است.

من از وقتی به دوره ی نوجوانی رسیده ام اعتماد به نفسم بسیار بالا رفته و رویا پردازی هایم بیشتر شده است،این را مخصوصا شب ها قبل از خواب بیشتر درک می کنم.آخر من شب ها قبل ازخواب،بیشترازهر وقت دیگری در رویا هایم غرق میشوم.

رویا هایی که بلند بودن ودور بودنشان را خودم نیز احساس می کنم.ولی با این حال،باز هم دلم می خواهد بهشان فکر کنم.مثلا یکی از رویا های بلند من،درس خواندن در دانشگاه آکسفورد بعد درس دادن در دانشگاه شهید بهشتی تهران است.

خواهرم می گوید رویا بافی و کمی بد اخلاقی ویژگی های آدم های هم سن توست که هر دوی آن بعد از دوران بلوغ کمتر میشود. خواهرم می گوید اینکه بد اخلاقی های آدم کمتر بشود خیلی خوب است اما رویا بافی همیشه بد نیست.یعنی اگر آدم بعد از فکر کردن به آرزو های بزرگ تصمیم جدی برای رسیدن به آن بگیرد،بسیار هم خوب است و باعث پیشرفت می شود. من هم قدر رویا هایم را می دانم و برای رسیدن به آن تلاش می کنم.

از ابتدای وارد شدنم به دوره ی نوجوانی،غیر از رویا بافی و بد اخلاقی،متوجه تغییرات دیگری هم در خودم شده ام.مثلا این که احساس می کنم نگاهم،صدایم،فکرم،سلیقه ام،و حتی شکل ظاهری ام کمی فرق کرده است.

من نسبت به گذشته،احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری می کنم و نسبت به ظاهرم حساسیت بیشتری نشان می دهم.

اگر چه من دلم می خواهد مستقل باشم اما گاهی زیاده روی می کنم،مثلا وقتی مادرم می گوید این لباس را بپوش یا آن را نپوش خیلی عصبانی میشوم.خلاصه این که دوره ی نوجوانی هم خوب است و هم بد و من سعی میکنم خوبی هایش را حفظ کنم و بدی هایش را همین جا در دوران نوجوانی ام بگذارم وآن ها را با خودم به دوران جوانی ام نبرم.

 

انشا شماره 2 درباره نوجوانی: انشا نوجوانی

اگه دنیا رو به سه روز قسمت کنیم: یه روز به دنیا میایم، یه روز میمیریم و یه روزشم زندگی می کنیم. حالا ما با اون روزی که به دنیا میایم و می خوایم بمیریم، کاری نداریم. چون نه اومدنمون دست خودمونه و نه مردنمون، اما اون یه روزی که زندگی می کنیم، فکر می کنم بهترین قسمتش دوره ی نوجوانیمون می تونه باشه.

میگن آدما در دوران نوجوانی سرشار از شور و اشتیاق، امید و آرزو و دارای انرژی مضاعف هستند. البته بیشتر این حرف ها جنبه ی شعاری داره. چون امروزه نو جوانان دیگر این گونه که گفته شد، نیستند. مثلاً خود ما، انگار نه انگار که در دوران نوجوانی هستیم. اونقدر که مشکلات و بدبختی هامون زیاده، وقت نمی کنیم سرمونو بخاریم. چه برسه که بشینیم فکر و خیال و آروز کنیم. البته شاید قدیم ترها نوجوانی شکل دیگری داشت. اما نه، اون زمونا هم مردم گرفتاری های خودشونو داشتن.

میگن آدم گرسنه که دین و ایمان نیمشناسه. به نظرم نوجوانی و لذتهاش مال اوناییه که پول دارن. ما فقیر بی چاره ها باید بالشتامونو عروسک فرض کنیم.

چون موضوع انشا قشنگه، می خوایم قشنگ بنویسم، دیگه کمی رویایی فکر کنیم. «نوجوانی یکی از زیبا ترین دوران از مقاطع زندگی هر انسانیست.»

نو جوانی دورانیست که شخصیت هر فردی کامل شده و معیارهای یک فرد کامل در او نمایان می شود. پس می توان نو جوانی را پلی بین کودکی و جوانی دانست که همزمان با بلوغ است و در آن افراد دچار خود بزرگ بینی های کاذب می شوند، احساس بزرگی می کنند.

ما نباید از دوران نوجوانی که از استثناترین دوران عمرمان هست، غافل شویم و آن را به بطالت بگذرانیم که آنچه که بگذرد، باز نخواهد آمد.

 

انشا شماره 3 درباره نوجوانی: انشا نوجوانی

نوجوانی بهار زندگیست که همچون اسبی تازه نفس شتابان می رود نوجوان باید اسب را در صراط المستقیم هدایت کند تا از راه به در نگردد و به همنشینی با بدان گرفتار نشود چرا که امام صادق (ع)می فرمایند :

نوجوانان را قبل از آنکه دشمنان اعتقادی به سراغ انها بروند حدیث بیاموزید.

نوجوانی پایه ی آینده است آینده ی درخشان در آن است که از پایه تلاش و کوشش کرد .

نوجوانی یعنی تشکیل شخصیت یک فرد یعنی تولد دوباره ی انسان نوجوانی نظیر مرغی است که بر روی بام زندگی نشسته و خیلی زود از لب بام زندگی می پرد پس باید فرصت نوجوانی را قدر شمارید و این نعمت را شکر کرد از سویی دیگر می توان به سخن دایموند اشاره کرد آنجا که این چنین بیان کرد:با زر می توان خیلی از کارها را انجام داد ولی جوانی را نمی توان با پول خرید.

سعادت عزت بزرگواری موفقیت و عاقبت به خیری همه ثمره های درخت نوجوانی هستند که بدست خانواده ی ما آبیاری شده است

 

انشا شماره 4 درباره نوجوانی: انشا نوجوانی

آری نوجــوانی زیباست ، به زیبایی مـاه ، به لطافت گل ، به طراوت بــاران .

نوجوانی برای همه زیبــاست ؛ بهتر است بگوییم زیبا خواهد شد اگر زیبایی آن را بپذیریم و پرورشش دهیم مانند بذر گیاه ، با آب صداقــت ، با نور مهــربانی و با خاک ایمــان و اعتقــاد پرورشش دهیم .

بیایید زیبایی نوجــوانی را چنان پرورش دهیم که
که حتی در زمان بزرگــسالی هم از آن بهره ببریم و به آن افتخـــار بورزیم و هیچ گاه افسوس مخوریم و مگوییم کاش زمان برمی گشت .

اما زمان این کلمه پر رمــــــــز و راز رازیست برای نوجوانی رازی که مانند گذشت ابرها ، مانند پر زدن پروانه ها ، مانند روییدن سبزه ها تنها یک لحظه است می آید و سریع می رود ؛ اما کسانی هستند که این لحظه را برای خویش عمری با لذت و سرزندگی کنند ؛ عمری مانند طلوع دوباره ی خورشید ، طلوعی زیبا ، طلوعی که هیچ گاه نمی گویند غروب کرد...

پس به امید طلوعی بدون غروب بیایید جاودانه شویم و نوجوانی خود را زیبا نقاشی کنیم ؛ با رنگ هایی از صداقت ، مهربانی ، گذشت و فداکاری ، شور و اشتیاق و سپس آنان را با قلموی اعتقاد بر بوم ایمان نقش زنیم و تصویری از آینده خود را با توکل بر خالــــق هستی بسازیم و از آن کمال استفاده را ببریم .

به امید طلوعی بدون غروب بیایید سرزمین نوجوانی خود را با بهترین بـــذر ها پرورش دهیم و از آنها درختانی پر بار بسازیم تا علاوه بر خودمان دیگران هم از آن بهره ببرند چرا که امام علــــی علیــه الســـلام نیز می فرماید : ((دل نوجــوان مانند زمین آماده است که هر بذری در آن افشانده شود می پذیرد.))

ای نوجوانان سرزمین نوجوانی خود را خوب بسازید و خوب بر بوم نقاشی نوجوانیتان نقش زنید که بزرگسالی نزدیک است. به امیـــــد پــایــانی زیبـــا و بیـــادمــاندنی...

 

انشا شماره 5 درباره نوجوانی: انشا نوجوانی

برای اینکه بدانیم به کجا می رویم باید بدانیم از کجا می آییم و برای اینکه بدانیم در کجا هستیم باید گذشته ی خود را بجوییم.

در این جهان همه ی کائنات و اشیا به هم مربوط هستند همه مانند زنجیری به یک دیگر متصل شدند و اگر فقط حلقه ای از آنها گم شود زنجیره ی دیگری وجود نخواهد داشت تا جهان بر پایه ی آن ثانیه هارا یکی یکی پشت سر بگذارد و برنامه ی روزمره اش را انجام دهد.

اگر سحر نبود دیگر چگونه دنیای تاریک و خاموش شب به جهان روشن و پر جنب و جوش روز متصل می گردید؟

اگر بهار نبود دیگر چگونه خاک نژند و سرد زمستانی گرم می شد؟چگونه برف ها با زمین وداع می کردند؟ چگونه زمین آماده ی زندگی ای دوباره می شد تا جوانه های بیشتری را با جهان آفرینش آشنا کند؟چگونه؟!

آگر قلب نبود دیگر چگونه انسان می توانست با احساساتش با دیگران ارتباط برقرار کند تا زندگی ممکن شود؟

اگر نوجوانی نبود انسان چگونه از دوره ی کودکی به جوانی می رسید؟ آیا با همان آفکار کودکانه می توانست جوانی کامل شود و در اجتماع به مردم خدمت کند؟

آیا نباید انسان به بلوغ احساسی برید تا بتواند درست تصمیم بگیرد؟

دنیای بیرون با افکار یک کودک که در دنیای مجازی زندگی می کند بسیار متفاوت است پس نباید دوره ای وجود داشته باشد تا انسان را برای زندگی در آینده آماده کند؟

پس نوجوانی مهمترین دوره ی زندگی یک فرد است.اگر نوجوانی وجود نداشت جوانی نبود پس در نتیجه جهانی هم وجود نداشت.

در واقع نوجوانی همانند پلی است که دنیای شاد کودکی را به دنیای شلوغ و گیج کننده ی جوانی متصل می کند.

 

علی چهارشنبه 26 آبان 1395 زمان : 20:6 نظرات ()

در این مطلب از سایت برای شما انشا پرواز بدون بال که در صفحه 81 مهارت های نوشتاری نهم خاسته شده را آماده کرده ایم امیدواریم مورد پسند شما همراهان سایت درس کده قرار بگیرد

نام انشا: پرواز بدون بال

Flying Without Wings

کتاب: مهارت های نوشتاری نهم

صفحه: 81

انشا شماره ی یک در مورد پرواز بدون بال: 

حتما تا به حال سوار بر هواپیما در کرانه های آسمان پرواز کرده اید.ولی با شما با این که در درون هواپیما نشسته بودید،لذتی باور نکردنی را بدست آوردید ولی تنها پرندگانی که در آسمان آبی پرواز می کنند می توانند لذت واقعی پرواز را بچشند.تنها این موجودات خداوند هستند که می توانند این احساس سبکی استثنایی را تجربه کنند.در زمان کودکی زمانی که شخصی جان خود را ازدست می داد بزرگتر ها به ما می گفتند که او پرواز کرد و رفت پیش خدا !چه می شد؟چه می شد اگر انسان هم مانند لک لک ،گنجشک و هزاران پرنده ی دیگر انسان هم بال و پری می داشت و همه آدم ها می توانستند این رویای دیرین و کهن بشریت را تجربه کنند.در زمان خردسالی اگر از کودکان سوال کنید که در آینده می خواهند چه شغلی را انتخاب کنند به یقین اکثریت آن ها می گویند که خلبانی را از بقیه کار بیش تر دوست می دارند.بی تردید علت آن که کودکان ذهنیت زیبایی را نسبت به پرواز دارند.بدون شک زمانی که به آسمان آبی و بی انتها نگاه و نظر می کنند عاشقانه خواستار این بودند که لحظه ای جای پرندگان می بودند.
برخی از همین افراد وقتی بزرگ می شوند رویای شیرین خود را بدست فراموشی می سپارند و دنبال کاری دیگر می روند و نه برخی همین عشق به پرواز را در ذهن خود نگه می دارند و به این آرزویشان می رسند.
بعضی دیگر از مردم عارف هم پرواز را دو نوع می بینند:1-مادی 2- معنوی
پرواز مادی را به وسیله هواپیما و... انجام می دهند و پرواز معنوی را با عبادات مخلصانه در راه ایزد منان.راه اول راه پرواز به سوی آسمان پر از زیبایی است که مخلوق پروردگار است و راه دوم راهی است که با آن می توان به سوی آفرییننده جهان پر کشید که همین نوع پرواز بهترین پرواز است.
کلام آخر این که همه نوع پرواز زیباست.
آرزوی من این است که:
همانند پرنده ای در آسمان، شناور باشم و مانند عابدی مخلص به سوی خدا پر بکشم

انشا پرواز بدون بال

انشا شماره ی 2 در مورد پرواز بدون بال: 

از من از پرواز میپرسی ؟! از منی که به زمین چسبیده ام ؟! از منی که بلندی دستم حتی به خوشه ی انگور درخت حیاطمان هم نمی رسد؟! از منی که اسیر این دنیا شده ام؟!
قناری ای که شبش را در قفس صبح میکند از پرواز چه می داند؟ انسانی که اسیر جسم خاکی و نیازهای خود است ، چطور میتواند پرواز کند؟
پرواز را باید از عقاب بپرسی! آنگاه که بال می گشاید ؛ و آنگاه که از فراز کوه ها ، قله ها ، دره ها ، دشت ها و صحراها می گذرد ، و آن هنگام که به سمت بینهایت پرواز می کند و روشنی را به چشم خود در بیکران آسمان ها می بیند ؛ و هنگامی که به زمین و هر چه روی آن است از بالا می نگرد ، لذت پرواز را باید از جانباز ویلچرنشینی پرسید که دست و پاهای خود را اهدا کرده تا همچون جعفر طیّار دو بال بهشتی داشته باشد!
برای پرواز دنبال بال و ملخ و پروانه نگرد ؛ پرواز ، دل میخواهد ؛ آنگاه که دل از دنیا و متعلقاتش کندی ،پاهایت نیز از زمین جدا خواهد شد ، روحت نیز سبک خواهد شد و به پرواز در می آیی بدون آن که خودت حس کنی و پرواز یعنی این!

انشا پرواز بدون بال

انشا شماره ی 3 در مورد پرواز بدون بال: 

از سال ها پیش بشر همواره دنبال راهی برای پرواز کردن بود. او بار ها آزمایش کرد، ساخت، شکست خورد اما باز ناامید نشد. هر وقت که به پرندگان نگاه می‌کرد امید بیشتری برای پرواز کردن به دست می‌آورد. آن قدر تلاش کرد که بالاخره توانست برای پرواز کردن اولین هواپیما ها را بسازد.

وقتی که بچه بودم به پرندگان نگاه می کردم ، افسوس می‌خوردم که چرا من بال ندارم ؟ چرا نمی‌توانم مثل آن ها پرواز کنم؟

بزرگ تر که شدم ، وقتی متوجه شدم که توانایی هایی که من دارم بیشتر از آن هاست ، تصمیم گرفتم که دیگر افسوس نخورم و به جای آن از پرندگان مهاجری که با تغییر فصل ها ، صد ها کیلومتر را برای رسیدن به مقصد خود طی می‌کنند درس بگیرم. از کنجکاوان پرواز و از مخترعین اولین هواپیما ها درس بگیرم.

درس بگیرم که رسیدن به مقصود‌ها کار ساده‌ای نیست. برای رسیدن به آن ها باید صد ها بار شکست خورد و هر بار امید بیشتری به دست آورد.

انشا شماره ی 4 در مورد پرواز بدون بال: 

پرواز برای هر کس به معنی خاصی است برای مثال یک فرد نیازمند پرواز را در رهایی از مشکلات این دنیا میداند. ولی در عین حال یک فرد غنی شاید از شنیدن کلمه ی پرواز به فکر داشتن یک هواپیمای شخصی بیافتد.
یکی از بهترین معانی پرواز و اوج گیری در زمان جنگ اتفاق افتاد که رزمندگان طوری پرواز کردن که به بالاترین نقاط رسیدند و سربلند شدند.
در کل کلمه ی پرواز حس خوشایندی به هر انسانی میدهد.
امیدوارم همیشه مانند عقاب اوج بگیرید.

انشا پرواز بدون بال

انشا شماره ی 5 در مورد پرواز بدون بال: 

پرواز شاید توصیفش با زبان آدمی کمی دشوار باشد ! از آنجا که پرواز برای تمامی خلایق خداوند معنای خاص دیگری دارد ، نمی توان آنرا واژه ای با تشریح کاملا مطلق دانست . همان گونه که مشهود است ؛ پرواز برای یک حیوان با نام پرنده امری کاملا معمول است . حقیقتا کلیه ی هستی وی در یک عمل خلاصه می شود و نیز خواهد شد و البته آن پرواز است . برای یک مثال ؛ یک عارف و خدا شناس حقیقی حاجتی مگر پرداختن با یزدان ، پروردگار جهان ، ندارد و همانا این معراج همان پرواز است ! آری پرواز همان گونه که وجودت می گوید تنها بال زدن در آسمان نیست بلکه پرواز درونت را به آسمان های بی انتها می برد ... راستش نمی توان بیش از این ساده آنرا معنا کرد . سروده ای از حسین سنگری بر دفتر اشعار افزوده شده است و این دو بیت گزیده ای از ابیات زیبای وی در خصوص پرواز است :

به من آموختی پریدن را رسم شیرین پر کشیدن را
رفته ای تا بفهمانی عاشقی دل بریدن از دنیاست

شهیدان همگی پر کشیدند ؛ پر کشیدند تا آن بالای بالا ... کاش می شد ! اما نه این بار ای کاش و شاید ها بلند پروازی ذهن نیست ! می بایست دست در دست آنان بگذاریم ، گویی می دانم قضایا چیست . اگر که بال هایت بی پروا باشند ؛ رو انداختن به بنده دیگر چه حاجتی است ؟ خداوند همان آشنای تو در آن بالاست ...
بگذار صداقت را بار دیگر تعریف کنیم ؛ خداوند فطرتی در تو نهاد و گویی آن فطرت علوم عالم را همه در بر دارد ! مگر از خاطر برده ای آن فطرت چیست ؟ همان دو بال یک پرنده است ، پس پر بکش بدان آسمان ها .

انشا پرواز بدون بال

انشا شماره ی 6 در مورد پرواز بدون بال: 

پرواز، واژه رویایی بشر از پیدایش تمدن انسانی بوده است . انسان همواره کوشیده است تا به بی کران ها برسد . ساخت وسایلی که او را به این هدف برساند اهمیت این مسئله را مشخص می کند .
کسانی بوده اند که برای پرواز به بی کران انسانیت کوشیده اند . کمال انسانی و مدارج بالای الهی را بدست بیاورند. عارفان ،شاعران و نظریه پردازان علوم فلسفی و روحانیون مذاهب الهی و غیر الهی مهم ترین دغدغه ی فکریشان پرواز به اوج انسانیت بوده و هست . اما علاوه بر این اقشار خاص تمام انسان ها در ذات خود مایل به پرواز هستند پروازی که گاه محقق می شود گاه خیر .
زمانی که هدف پرواز است ، مابقی امور به وسیله تبدیل می شوند ،حتی خود انسان . زیباترین و کامل ترین وجه بشریت حالت پرواز اوست پس بکوشیم هدف را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهیم نه ابزار ها را . . .
"پرواز را به خاطر بسپار . پرنده مردنی است "

انشا پرواز بدون بال

انشا شماره ی 7 در مورد پرواز بدون بال: 

تصور شما از پرواز چیست؟ایا پرواز تنها مختص موجودات بالدار است و دیگر موجودات هیچگاه نمی توانند پرواز کنند.انسان سالها در ارزوی پرواز بوده و چه بسا خطر هایی که در این سفر تجربه ننموده است.انسان در این راه وسایلی چون بالن هواپیما و هلی کوپتر و ... را اختراع کرده است که تمام این ها حاکی از علاقه ی بی نظیر انسان به پرواز است.و اما دلیل این علاقه ی بی نهایت انسان به پرواز چیست؟شاید انسان خود را در ان شرایط به خداوند نزدیکتر می داند ولی ما امروزه می دانیم که نزدیکی به خداوند در فاصله نیست بلکه به میزان اعتقادات و نحوه شناخت خداوند مربوط است و پرواز انسان به داشتن بال و پر نیست بلکه به قلب و روح پاک و خالص است...پایان...

انشا پرواز بدون بال

انشا شماره ی 8 در مورد پرواز بدون بال: 

نمی دانم که از پروازچه می دانی، ولی امید وارم انچه که در ادامه می خوانی انچه باشد که خواهی دانست.
پرنده ای را دیدم که اوج گرفته بود،اما دیگر بالش شکسته است، با این حال بازهم سعی می کند اوج بگیرد و به مقصدش برسد.هواپیمایی را دیدم که سوخت نداشت اما مسافرانش را به مقصد رسانده بود، وهر لحظه منتظر مقصد بعدی بود تا دوباره شانس خود را در آسمان امتحان کند.
اماروزی پروازی را دیدم که اوج نداشت.این پرواز ما انسان های عادی در زندگی مان است .پروازی که نه اوج دارد و نه مقصد. اصلاً آیا تا به حال پرواز کرده ایم؟! ازکجاشروع کرده ایم وحال کجاایستاده ایم؟ تا به حال فکر کرده ایم که چگونه زیبا پرواز کنیم و اوج بگیریم؟
می خواهی بدانی که زندگی خوب چیست ؟اگر جوابش بله است، بشین و بیاندیش که پرواز انسانی که درآن اوج می گیردو برای رسیدن به مقصد تلاش می کند،هر چند که پروازش به شکست منجر شود، چقدر زیبا تر است از پروازهای پرنده ای که همه پرواز هایش به موفقیت منجر شده است.

علی چهارشنبه 26 آبان 1395 زمان : 20:4 نظرات ()

تعداد صفحات : 109

تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    نظرت درباره سایت؟


    ارسال مطلب

    فقط برای اعضا امکان پذیر است

    آمار سایت
  • کل مطالب : 549
  • کل نظرات : 473
  • تعداد اعضا : 1118
  • کدهای اختصاصی


    G 3 6

    لطفا برای ورود به سایت این باکس را ببندید