انشا درباره مادر بزرگ

✅ در این مطلب از سایت با انشا درباره مادر بزرگ با شما کاربران عزیز همراه هستیم

 

🌟 انشا درباره مادر بزرگ به صورت کامل و آپدیت شده با کتاب درسی جدید

 

🌟 تاریخ انتشار انشا درباره مادر بزرگ / 2022-07-31 16:17:19

 

محتوای نوشته :

 

انشا درباره مادر بزرگ

تحقیق مقاله یا انشا درباره مادر بزرگ

همه مادر بزرگ ها دل نشین و خانه یشان با صفا و پر از مهربانی است . قدر پدر بزرگ و مادر بزرگ را بدانیم .

بعضی ها از این نعمت داشتن مادر بزرگ مرحومند و خدا ان ها را رحمت کند

بگذارید یک داستان در مورد مادر بزرگم برایتان تعریف کنم

اون روز مادربزرگم خونه ی ما بود. اومده بود تا چند روزی پیش ما بمونه.

اون خیلی مهربونه و ما همه خیلی دوستش داریم و بهش احترام می گذاریم.

اون روز با اومدن مادربزرگ متوجه ی یکی از اخلاقای بدم شده بودم. شاید بپرسید کدوم اخلاق پس بذارید براتون تعریف کنم.

از مدرسه اومدم.

گفتم: وای هوا خیلی گرمه آدم رو کلافه می کنه.

بعد رفتم سر یخچال. یک نوشیدنی خنک می خواستم اما چیزی پیدا نکردم.

حسابی کلافه شدم و گفتم: وای من چقدر بدشانسم دارم از گرما می میرم. بعد که کمی خنک شدم گفتم: امروز کلی تکلیف دارم اصلاً حوصله شو ندارم.

 

تازه باید کلاس تقویتی ریاضی هم برم. حوصله ی اونو که اصلاً ندارم.

مامان چرا غذایی که درست کردی اینقدر بی نمکه؟ چرا ماست و خیار درست نکردی؟ مامان! مامان! من هفته ی بعد باید برم جشن تولد اصلاً این لباسام رو دوست ندارم.

بابا! چرا خونه ی ما انقدر قدیمیه؟ من اونو دوست ندارم. می شه عوضش کنی.

خلاصه شب شد و می خواستم بخوابم.

مادربزرگم به اتاقم اومد و گفت: نوه ی عزیزم، می شه یک کم با هم صحبت کنیم.

گفتم آره مادرجون! چی شده؟ گفت: من امروز خیلی به کارات دقت کردم. دیدم تو برای هر چیز کوچکی نق می زنی و بهانه می گیری در صورتی که می تونستی به چیزای بهتر فکر کنی و یا خیلی از چیزایی که به نظرت خوب نمی اومدند تغییر بدی.

انشا درباره مادر بزرگ

ولی تو فقط به نقاط منفی همه چیز نگاه کردی و فقط نق زدی.

به نظرم بهتره به جای فقط حرف زدن و بد گفتن، به راه حل ها فکر بکنی و کمی راضی تر باشی.

اون شب کمی کمتر خوابیدم و به حرف های مادربزرگم بیشتر فکر کردم و دیدم راست می گه.

پس با خودم یک تصمیم مهم گرفتم.

صبح که برای صبحانه بیدار شدم مادرم سفره ی صبحانه رو چیده بود.

من کره دوست نداشتم ولی نون سنگک رو که دیدم گفتم حالا امروز با این نون سنگک خوشمزه کره رو هم امتحان می کنم.

همه به هم نگاه کردند و خندیدند. منم با اونا خندیدم.

 

منبع : جام نیوز

تهیه شده در سایت درسی

 

برای مشاهد انشا های دیگر با این موضوع کلیک کنید

 

🌟 از این که با انشا درباره مادر بزرگ با ما همراه بودید از شما سپاسگذاریم امیدواریم مطلب مورد نظر برای شما مفید قرار گرفته باشد

نظرات در حال حاظر غیر فعال است