مقاله درمورد نقد اخلاقی

✅ در این مطلب از سایت با مقاله درمورد نقد اخلاقی با شما کاربران عزیز همراه هستیم

 

🌟 مقاله درمورد نقد اخلاقی به صورت کامل و آپدیت شده با کتاب درسی جدید

 

🌟 تاریخ انتشار مقاله درمورد نقد اخلاقی / 2022-07-31 16:00:17

 

محتوای نوشته :

 

نقد به معني واقعي كلمه، نكته سنجي و موشكافي است”Criticism” نه به معني، انتقاد و خرده‌گيري محض و تخريب و عيب جويي و عيب يابي. معهذا، نقد يك روشي فني و علمي است براي رشد و تعالي و بيداري و آگاهي افزون تر و اثربخش تر، از اين حيث، نقد، گشودن راه پيشرفت و توجه دادن به ترقي در زندگي است.

روزنامه همدلي در يادداشتي به قلم محمدعلي نويدي، ‎آورده است: در اين نوشتار مجمل و مختصر، به بررسي و بحث از چند پرسش بنيادي و مرتبط با نقد و نقادي اهتمام مي‌شود: ۱- نقد چيست؟ چه ويژگي‌ها و خصايصي دارد؟ نقد اثربخش كدام است؟

نقد، به معني بررسي و تحليل يك تفكر،انديشه، دانش، متن، اثر و گفتار و رفتار است؛ مثل، نقد ادبي يا هنري و يا مهمتر نقد فلسفي و علمي؛ بنابراين، نقد يك فن و مهارت است، چنين فني كه با تشخيص و تمييز ضعف‌ها و معايب از يك سوي، و محاسن و قوت‌ها، از جانب ديگر باشد و با اصول منطق»درست انديشيدن» و عرف اهل علم سازگار آيد،”Critique” يا فن انتقاد و نقادي اطلاق‌ مي‌گردد.

گويي، نقد با اصطلاح و عرف بازار و افكار عمومي» نقد و نسيه» نسبتي دارد و تبار به اين مفهوم‌ مي‌رساند؛ مع الوصف، نقد يكي از گونه‌هاي تفكري و نحوه ي انديشيدن آدميان و به مثابه”Tantamount” يك دانش و علم،‌ مي‌تواند تلقي گردد، زيرا، علم با آگاهي و دانسته و انديشيده رفتار كردن و انتخاب گزيدن و عمل نمودن و اثرمند شدن است، ماهيت و اصل نقد، جدا كردن «سره» از» ناسره» است، بدين سان، نقد در تمام احوال و حالات آدمي، ساري و جاري است.

يعني،‌ مي‌توان گفت، نقد قال و گفته‌ها، نقد حال و ناله‌ها، نقد كار و كنش‌ها، نقد انديشه و انگاره‌ها، و نظاير آن، پس، نقد يك نوع ديدن و نگاه است، مثل، كار صرافان و پول شناسان است. بنابراين، نقد، ديدن، ناديده‌هاست، ديده شدن، ديده نشده‌هاست. مثل، تشخيص پول تقلبي و بدلي، از پول اصلي و واقعي.

بنابراين، نقد به معني واقعي كلمه، نكته سنجي و موشكافي است”Criticism” نه به معني، انتقاد و خرده‌گيري محض و تخريب و عيب جويي و عيب يابي. معهذا، نقد يك روشي فني و علمي است براي رشد و تعالي و بيداري و آگاهي افزون تر و اثربخش تر، از اين حيث، نقد، گشودن راه پيشرفت و توجه دادن به ترقي در زندگي است.

شخصي كه پس آموزش دانش لازم و گذراندن و تمرين و ممارست مكفي دوره انديشه ورزي، به نقد اهتمام ورزد، توانايي و نيرويي در خود احساس‌ مي‌كند، كه‌ مي‌توان نام آن قدرت را»ترازو شناسي و ميزان داني» گذاشت، يعني، چنين شخصي، تراوزيي براي تشخيص نقد از نسيه‌ مي‌شود؛ به عبارت ديگر، در چنين حالتي، سنجش و سنجيدن صحت و سقم علمي مطالب، امكان پذير‌ مي‌گردد اين توان و نيرو و در واقع، اين اثر جديد است كه آدمي را از سطح تقليد به ساحت تحقيق و تفحص فرا‌ مي‌خواند، چنين شخصي و جامعه اي، منفعل نخواهد بود، اهميت انسان نقاد و جامعه داراي تفكر انتقادي، از همين اثر نوين و قدرت تشخيص و تحقيق ناشي‌ مي‌شود.

آيا انسان مقلد با آدم محقق يكي است؟ آيا شخص عاقل با فرد جاهل برابر است؟ آيا شهروند موثر با شهروند منفعل اثر واحد دارد؟ آيا جامعه و كشور، منفعل با جامعه و كشور، مولد و محقق يكسان است؟ درمان بسياري از دردهاي جامعه در طرح و تحقيق اين گونه
پرسش‌ها و انديشيدن و نقادي آنها است؛ جامعه اي بدل‌ها را به جاي اصل‌ها بپذيرد، جامعه پريشان خواهد بود، قدرت نقد و انتقاد علمي، از قوت تفكر داراي اثر و مولد تفسير و تعبير موثر نشات‌ مي‌گيرد. اين تفكر، با عقل ورزي و بها دادن به گوهر بي بدليل عقل و خرد، نسبت وجودي و اثري دارد.

در مبحث نقد، به تصور نگارنده، توجه و دقت به تفاوت بين نقد و انتقاد بسي مهم و حايز اهميت است؛ انتقاد صرف، احول بيني و كج نگري و عيب‌يابي و منفي بافي است؛ يعني، مثلا، پيدا كردن عيوب و نواقص و كاستي‌هاي يك كتاب و يا اثر هنري و حتي يك مشي رفتاري، چندان كار سخت و صعب نيست، چون، عيوب‌ها، نوعي برآمدگي دارند، زيرا، عيب از جنس نيستي و خلا و ايراد است، در برابر هستي رخشان، ديدن عيب، مثل ديدن سايه و نديدن نور و امر واقع است، فلذا، نقد از منظر تفكراثربخش، تك بيني نيست، بلكه، جامع بيني و باز بيني است، يعني، نقد، هم مثبت بيني است و هم منفي بيني، هم گندم بيني ست و هم كاه بيني. گندم‌ها با كاه‌ها، آميخته و عجبن هستند.

چنين نقدي در صحنه زندگي، اثرگذار خواهد بود، و فراموش نكنيم، آدمي جز نقد زندگي چيزي ندارد. با چنين نگاهي، اثر نقد، بالضروره، استكمال و پختگي و تغيير نگرش و منش و كنش، خواهد، راستي، زندگي، جز نگرش‌ها و منش‌ها و كنش‌ها ديگر، چيست؟
پس بنابراين، نقد در مقابل انتقاد مفرط و مخرب و محرق، قوت و توان مندي فكري و معرفتي و وجودي و اثري است؛ چنين نقدي، جان‌ها را قوي‌ مي‌كند، وقتي جان‌ها قوي شدند، عقل و انديشه قدرت پرواز و پرورش پيدا‌ مي‌كند و زندگي و جهان آدمي را دگرگون‌ مي‌سازد، يعني، جهان عقلاني و انساني.

نقد« در حد و توان خود» جان‌هاي نابالغ را به جان‌هاي بالغ و ورزيده مبدل‌ مي‌گرداند، چون، نقد افق نوين گشودن است، تنگ‌نظري‌ها دريدن است و جان را بالاتر كشيدن است. بلوغ حقيقي، با بلوغ عقل و جان و خرد و عمل و اثر، شدني و محقق گشتني است.

البته، توجه عميق لازم است، نقد داراي مراتب و درجات و شدت و ضعف است، هر چه نقد، از درون مايه معرفتي و تفكري و عيني و حكمي، بيشتر بهره‌مند باشد، در خالص سازي و ارتقاي عيار فكت‌ها و اكت‌هاي انسان ساخته موفق تر خواهد بود؛ زيرا، خلوص يك مطلب و متن و اثر، با ميزان اعمال خردمندي مناسبت دارد، ريشه نقد در خردمندي و دانشوري و شجاعت شك و ترديد در ميراث گذشتگان و عقايد و باورهاي كهن و خرافات و بي منطق است.

به عبارت بهتر، نقد نوعي ارزيابي كردن است و بديهي است، ارزيابي مطلق براي انسان نيامده است» حتي اگر كانت يا پورسينا» باشد.

نقد اثربخش، واجد دو سرچشمه و منبع اصلي است: ۱- تفكر و تلقي و تفسير اثربخش، يعني، بن مايه و پي‌هاي نقد را عقل ورزي و انديشه وري، تمهيد‌ مي‌كند، چون، هر چيز ديگري محتاج عقل است، ولي عقل محتاج نيست بلكه در فرايند عقل ورزي، منابع ديگر معرفتي و مديريتي»دانش و شرايط» مدد رسان هستند، يعني، گويي، عقل علت مولد و موجده است و امكانات و شرايط و عوامل ديگر، علت معده هستند، ۲- منشا ديگر نقد اثربخش، عمل و اثر هستي و وجود آدمي‌ست، يعني، نقد اگر امتداد وجود و اثر وجودي و عقلي و عمل خردمندانه، انسان باشد، در زندگي نافع و خيرمند، خواهد بود.

بدين جهت است كه نقد حكماي قديم، مثل، ابن رشد و ابن سينا و زكرياي رازي و بيروني و هزاران حكيم و متفكر ديگر، هنوز اصيل هستند؛ نقد به جامعه و زندگي خير و خوبي و فراخي، به ارمغان‌ مي‌آورد و بن بست‌ها را‌ مي‌شكند و حيات بشري را اثرمند‌ مي‌كند.

گويي، نقد واقعي قدرت ايجاد چشم و ديده جديدي را در وجود آحاد و جوامع دارد، مثل، سر دو چشم در جلو و دو چشم در عقب، كه هم پشت سر را ببيند و هم پيش رو را؛ اشراف و آگاهي و اثربخشي چنين فرد و جامعه اي، بسيار فراخ تر و وسيع تر از احول بيني، تك بيني و تنگ نظري است.
نقد در كل، نيك انديشيدن است/
هم ظواهر هم خفايا ديدن است
به گزيدن، از خردمندي بود/
نقد در اصل، از فرهمندي بود
نقد در اصل، ارتقاي اعتبار/
چون عيان گردد، عيار و اعتذار
نقد را جانا، تو فرصت فهم كن/
در تحقق نقد را، بس جهد كن

 

🌟 از این که با مقاله درمورد نقد اخلاقی با ما همراه بودید از شما سپاسگذاریم امیدواریم مطلب مورد نظر برای شما مفید قرار گرفته باشد

نظرات در حال حاظر غیر فعال است